خرید بک لینک

درباره سایت

جملات و ‏SMSهای عاشقانه

همه جا هستی...! در نوشته هایم! در خیالم! در دنیام! تنها جایی که باید باشی وندارمت کنارم است...

امکانات وب

Ùx86Ùx85اÛx8cØ´ Ùx85Ùx88Ùx82عÛx8cت جغراÙx81Ûx8cاÛx8cÛx8c اÙx81راد
از رÙx88Ûx8c Ø¢Ûx8c Ù¾Ûx8c
ip

عاشقانه دوستت خواهم داشت بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه از غم تو خواهم مرد بی آنکه بخواهم برای مرگم اشک بریزی

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 23:28

سخت است میان هق هق شبانت نفس کم بیاری و او به عشق جدیدش بگوید نفس...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 12:29

خدایا گله نمیکنم آرامتر امتحانم کن،به خودت قسم فقط کمی مدارا کن من خیلی شکسته ام...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 12:28

میان آن همه الف و ب و مشق دبستان آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 12:27

می دانی از کجای زندگی بیشتر خسته ام،از آنجایی که وسط خنده هایم بغض میکنم...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 12:26

بیچاره مترسک سرتاسر سال از مزرعه محافظت کرد ولی با آغاز فصل سرما تنش هیزم کشاورز شد "آری پاداش وفاداری جز این نیست"

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 12:25

می دانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرف ها را نمی فهمد...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: جمعه 16 خرداد 1393 ساعت: 12:24

کلاغی در فصل زمستان غدا برای بچه هایش نداشت ناچار از گوشت بدن خودش میکند به بچه هایش می داد تا اینکه فصل زمستان تمام شد کلاغ مرد بچه هایش گفتند:راحت شدیم از غدای تکراری"این است روزگار تلخ ما"

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: چهارشنبه 14 خرداد 1393 ساعت: 2:16

بیچاره گل فروش تنها کسی است که وقتی با گل وارد خانه میشود همه ناراحتند...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 23:55

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم،دو به دو به هم چسبیده،هرکداممان را که میکندند،آن یکی هم بیرون میزد از زندگی،حالا سیمی مان کرده اند که با رفتن دیگری حتی کک مان هم نگزد...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 13:24

نمیدانم دوستش دارم یا نه؟باهم قدم می زنیم،باهم می خوابیم،دلم که میگیرد آغوشش را باز می کند و بر گونه هایم بوسه می زند،اما نمی دونم که دوستش دارم یا نه؟"تنهاییم"را میگویم...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 13:19

پارسال با اون زیر بارون قدم میزدم...امسال اون را با دیگری زیر بارون اشک های خودم را می بینم،شاید باران پارسال اشک های دیگری بود

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 13:14

روزگار "نبودنت" را برام دیکته میکند... ونمره من باز میشود...صفر هنوز نبودنت را "یاد" نگرفته ام...!

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 13:09

همه جا هستی...! در نوشته هایم! در خیالم! در دنیام! تنها جایی که باید باشی وندارمت کنارم است...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 2:32

هوا بارانی است ولی شیشه،چرا بخار نمیگیری؟نترس رفت،دیگه اسم اون را رویت نمی نویسم...

برچسب: نویسنده: muhammad تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1393 ساعت: 2:28

صفحه بندی